محمد بن زكريا الرازي

مقدمه 11

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

بوده ، ممكن است تا حدودى مقام وى در طب روشن گردد . مطلب و گفتنى در باب رازى و خدماتش به همين مختصر كافى نيست و اميدوارم باز هم در فرصت مناسب و در چاپهاى آتى و ساير رسالات رازى كه در دست اقدام دارم حق اين طبيب بزرگ ايرانى را تا آنجا كه ممكن باشد ادا كنم . در اينجا متذكر مىگردم : اول دفعه اين جانب در سال 1318 شمسى كتابى تحت عنوان « شرح حال و مقام محمد زكرياى رازى » را به چاپ رساندم كه مورد اقبال دانشمندان كشور قرار گرفت . آن‌طور كه در آن موقع تصور مىكردم ، آنكه كتاب تا اندازه‌اى جامع باشد ، ولى بعدا دريافتم كه كتاب قطره‌اى از درياى بزرگ دانش رازى است . لذا درصدد برآمدم كه درباره رازى بيشتر تحقيق كنم و چون با مؤلفات و مصنفات وى كمى آشنا شدم به سال 1339 شمسى كتابى تحت عنوان « مؤلفات و مصنفات ابو بكر محمد بن زكرياى رازى » ضمن سلسله انتشارات دانشگاه به شماره 500 منتشر كردم . كتاب اول يعنى شرح‌حال و مقام محمد زكرياى رازى و كتاب دوم كه مؤلفات و مصنفات ابو بكر محمد بن زكرياى رازى باشد ، هر دو ناياب شد كه اميد است تجديد طبع گردد . پس از آن در جشن هزار و يكصدمين سال رازى ترجمه كتاب « آبله و سرخك » و « سى و سه حكايت طبى رازى » تحت عنوان « قصص و حكايات المرضى » كه در ابتداى - كتاب حاوى رازى بود تهيه كرده كه به شماره‌هاى 1040 و 940 از طرف دانشگاه تهران به چاپ رسيد ، ولى بايد اقرار كرد كه تمام آنها نخواهد توانست مقام علمى و طبى رازى را كما هو حقه به خوانندگان بشناسانند ، بلكه راهنمائى براى آيندگان خواهد بود . در چاپ اول ذيل و ملحقاتى در آخر كتاب اضافه گرديده و اكنون پس از گذشت